وحدت امت رسول الله از دیدگاه حضرت علی (ع)

وحدت امت رسول الله از دیدگاه حضرت علی (ع)
وحدت امت رسول الله از دیدگاه حضرت علی (ع)
وحدت و یکپارچگی امت اسلام نزد امیر مومنان حضرت علی (ع) از جایگاه واهمیت ویژه ایی برخوردار است و اهتمام آن حضرت در حفظ یک پارچگی مسلمانان بر کسی پوشیده نیست .
حضرت علی (ع) را بیگمان می توان بزرگ ترین منادی و وحدت امت رسول الله (ص) نامید و پژواک وحدت خواهی را از کلام و رفتار ایشان شنید...
آن حضرت در تبیین جایگاه ارزشی و اهمیت فوق العاده وحدت و نقش مخرب تفرقه و جدایی ، خطاب به مردم کوفه می فرمایند : (( آگاه باشید که شما اکنون دست از رشته ی اطاعت کشیدید و با زنده کردن ارزش ها ی جاهلیت ، دژ محکم الهی را در هم شکستید ، در حالی که خداوند بر امت اسلامی با وحدت و برادری منت گذارده بود تا در سایه آن زندگی کنند ، نعمتی بود که هیچ ارزشی را همانند آن نمی توان تصرکرد)) [ نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی ، خطبه 192 ]
آن حضرت در یکی از خطبه های خود می فرمایند: (( پیروزی و شکست اسلام ، به فراوانی و کمی طرفداران آن نبود ، اسلام دین خداست و هموست که آن را پیروز ساخت ...جایگاه رهبر ، چونان ریسمانی محکم است که مهره ها را متحد ساخته ، به هم پیوند می دهد . اگر رشته از هم بگسلد ، مهره ها پراکنده و هر کدام به سویی افکنده خواهد شد ...عرب امروز ، گرچه از نظر مقدار اندک کند ، اما به نعمت اسلام فراوان اند و با اتحاد و هماهنگی عزیز و قدرتمند می باشند)) [ نهج البلاغه خطبه 146 ]
وحدت طلبی ، در سیره عملی و رفتار حضرت علی (ع) به راحتی مشاهده می شود ، چنان که در مقابل حق به غارت رفته ی خویش ، 25 سال سکوت کردند و با آن که خار در چشم و استخوان در گلو خانه نشین شده بودند، از هیچ تلاشی برای اتحاد مسلمانان دریغ نورزیدند .
امام علی (ع) آن زمان که سستی مسلمانان را درجنگ با مرتدان مشاهده کردند، با خلیفه اول بیعت نمودند و شاهد این مطلب ، گفتار عثمان خطاب به حضرت علی (ع) است که گفت : (( ای علی " اگر تو بیعت نکنی ، مسلمانان متفرق شده و کسی به دستور خلیفه برای جنگ با مرتدان نخواهد رفت )) [ رجوع کنید به کتاب ـ امام علی (ع) و زمامداران ، نوشته علی محمد میر جلیلی ،ص 79 ، انتشارات وثوق ، به نقل از انساب الاشراف ، بلازری ، جلد 1 ، ص 587 ، نشر دارالمعارف مصر]
آن حضرت در جواب نامه ابوموسی اشعری درباره ی حکومت می نویسند : (( پس بدان در امت اسلام هیچ کس وجود ندارد که به وحدت امت رسول الله محمد (ص) و به انس گرفتن آنان با یکدیگر از من دلسوزتر باشد . من در این کار پاداش نیک و سرانجام شایسته را از خدا می طلبم و به آنچه برای حفظ وحدت امت محمد (ص) پیمان بسته ام وفا دارم )) [ نهج البلاغه ، نامه 78 ]
خطبه های امام علی (ع) را پی می گیریم . امام علی در خطبه های خود در نهج البلاغه توجه ها را متوجه وحدت مسلمانان می کند و از بروز تفرقه بر حذر می دارد و از مسلمانان در تمام زمانها می خواهد که تاریخ را به درستی مورد بررسی قرار دهند . امت هایی که یک پارچگی خود را حفظ کردند و خداوند به خاطر وحدت ایشان را رفعت بخشید و امت هایی که دچار تفرقه شدند و خداوند ایشان را خار و ذلیل ساخت . امام علی (ع) وقتی در خطبه هایشان ویژگی این امت ها را بر می شمارد به زمان خاصی اشاره ندارد . بلکه تمام زمان ها در طول زمان ها سخن می رانند . زیرا امام علی (ع) امام حقیقت است و زمان در حقیقت تاثیر ندارد . این حقیقت خودش را بر پیامد های مثبت در تمام زمان ها و تمام انسانها تحمیل می کند .
نشانه های اتحاد...
امام علی (ع) در خطبه های خود در مورد ویژگی وحدت مسلمانان در زمان حیا پیامبر (ص) می گویند : (( پس بنگرید که چگونه بودند آن گاه که وحدت اجتماعی داشتند )) در خطبه های حضرت علی (ع) در نهج البلاغه از کلمه (( املاء)) که جمع (( ملاء)) است استفاده کردند که منظور از آن گروه های مردمی است . یعنی این که گروه ها چگونه بر مبنای مسائل مشترک گردهم آمدند ، بنابراین پیامد های مثبتی برای همه ی ایشلان در پی داشت .
امام علی (ع) در خطبه های خود می فرمایند : (( و خواسته های آنان یکی است ))...هیچ یک از آنان خواسته هایش برخواسته از حالات غریزی یا شهوانی یا خود محور نداشتند . بلکه خواسته ها ی ایشان همواره ویژگی جمعی داشت ، از این رو خواسته های فرد با فرد دیگر همخوانی داشت . زیرا احساس می کرد تمام خواسته ی فردی او طوری است که جامعه هم می تواند از برکات آن بهره مند گردد.
سخن دیگر امام علی (ع ) که می گویند : (( دلهای آنان یکسان )) در این جامعه قلبی وجود ندارد که بدی و کارهایی که پیامدهای منفی برای جامعه و دیگران دارند داشته باشد یا بخواهد به جامعه آسیب بزند یا آن را از راه راست دور گرداند .
(( و دلهایشان مددکار یکدیگر )) دستهایشان با یکدیگر گره خورده بود و با یکدیگر همکاری می کردند . از این رو به خاطر هماهنگی تلاش ها برای رسیدن به هدف یکسان ، پیامد های مثبتی برای جامعه تحقق یافت . به نحوی که دستان تنها نمی توانستند چنین پیامدهایی را رقم بزنند .
(( و شمشیرهایشان یاری کننده )) در مقابله با چالش ها و تهدیدها شمشیرهایشان یکدیگر را یاری می دادند . بنابراین شمشیری نبود که امت اسلامی و جامعه را واگذارد و متوجه مسائل و مشکلات داخلی گردد.
(( و چشم هایشان به یک سو دوخته )) که کنایه از آگاهی و بینش انسان است که متوجه نظر درست و اندیشه رشد یافته است .
(( و عزم هایشان یک پارچه )) تمام جامعه به صورت یک پارچه و یکدست با اراده پیروزی و پیشرفت به سوی مسائل مهم گام بر می دارند .
سپس امام علی (ع) ماهیت روابط افراد چنین جامعه ای را توصیف می نمایند . روابطی منجر به وحدت شده و پیامدهای مثبتی را به بار می آورد . ایشان می فرمایند : (( آیا اینان در آن حال مالک و سرپرست سراسر زمین نبودند ؟ )) یعنی تاریخ ایشان را بخوانید . آنان با این ویژگی ها ، رهبران زمین بودند.
رب در این جامعه به معنای آقا و پیشواست و به معنای الوهیت نیست . خداوند متعال از زبان یوسف (ع) می فرمایند : (( ارجع الی ربک فاساله ما بال النسوة اللاتی قطعن ایدیهن )) [یوسف /50 ] یعنی به سوی آقایت برگرد. امام علی (ع) می فرمایند : که آنان آقا و سرور بودند و به خاطر وحدتی که آنان را گرد هم می آورد به حاکمیت دست یافتند.
(( و رهبر و پیشوای همه دنیا نشدند؟)) از طریق قدرت اجتماعی توانستند به مراکز گوناگون در زندگی مردم دست یافتند. مردم نیز پذیرفتند که آنان صاحب امتیاز امر آنان گردد و آنان برایشان سیطره داشته باشند و زندگی ایشان را نظم بدهند.
عوامل شکست ...
اما چه اتفاقی افتاد که آنان متفرق شدند و وحدت از بین امت اسلام رخت بربست ؟ ولی حال آنان چگونه شد؟ و چگونه وضعیت تغییر کرد ؟ و چگونه وضعیتشان دگرگون شد ؟
امام در خطبه هایشان می فرمایند: (( پس به پایان کار آنان نیز بنگرید ، در آن هنگام که به تفرقه و پراکندگی روی آورند)) هریک از آنان به کار خود مشغول گردیدند و از دیگران جدا شدند . بدین ترتیب از مسائل مهمتر غفلت ورزیدند و جمعشان پراکنده گردید .
(( ومهربانی و دوستی آنان ازبین رفت )) الفت و مهربانی معنوی آنان از بین رفت ...آنان پیش از این با یکدیگر رئوف و مهربان بودند.
(( و گفتارها و دل هایشان دچار اختلاف گردید )) هر گروهی حرف هایشان متفاوت با گروه دیگر و ارتباط قلبی آنان از بین رفت بلکه دل هایشان از کینه و عداوت وبغض نسبت به یکدیگر مملو گردید .
(( و از یکدیگر پراکنده شدند )) به دسته های گوناگون تبدیل شدند و هر یکی از آنان به موقعیتی مستقل از دیگران رسیدند . گویا هیچ نوع رابطه ای بین آنان وجود ندارد .
(( و به دسته ها و احزاب و مذاهب گوناگون تبدیل شدند)) درست همان گونه که خداوند متعال می فرمایند :
(( کل حزب بمالدیهم فرحون )) [مومنون/53 ] خداوند لباس کرامتش را از تنشان درآورد...وقتی وضعیت ایشان چنین شد خداوند لباس کرامت خود را از تن ایشان بیرون آورد . زیرا خداوند متعال طبق رفتار و اخلاق و روابط انسانها ، زمینه ی کرامت و عزت یا خاری و ذلت را فراهم می آورد . در این باره خداوند می فرمایند: (( ان الله لایغییر مابقوم حتی یغییروابانفسهم ))[رعد/11 ]
(( ذلک بان الله بک مغیرانعمة انعمها علی قوم حتی یغییرواما بانفسهم )) [ انفال/ 53 ]
(( ظهر الفساد فی البحر بماکسبت ایدی الناس ))[روم / 41 ]
خداوند متعال لباس خود را به شکل مستقیم از تن ایشان بیرون نمی آورد ، بلکه از طریق نحوه ی مدیریت ایشان این کار را صورت می دهد.
(( و نعمت های فراوان خویش را از آنها گرفت )) . آنان در ناز و نعمت بودند اما این نعمت ها از آنان گرفته شد و آنان دچار تنگنا شدند.
(( و سرگذشت ایشان برای عبرت گرفتن شما باقی ماند)) وضعیت اینان و عبرتی شد تا مردمان آینده از آنان عبرت بگیرند . بیایند و علت این فروپاشی و ذلت را پس از آن رفعت و منزلت مورد بررسی قرار دهند و بدین وسیله بتوانند وضعیت خود را مرتب و منظم کنند.
سپس امام علی (ع) از وضعیت جامعه عربی سخن می گوید و می فرمایند : (( پس از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و اسرائیل علیه السلام عبرت بگیرید )) ...آنانی که به خاطر رفتار عملیشان و وضعیتشان تفاوت کرد می فرمایند:(( به راستی که چقدر حال ملت ها با هم یکسان است )) یعنی وضعیت ایشان چقدر با یکدیگر شباهت دارد .
اگر احوال آنان و احوال خودتان رابررسی کنید درخواهید یافت که چقدر باایشان شباهت دارید مثل آنان در اضطراب و تزلزل به سر می برید .
امام علی (ع) می فرمایند: (( و در صفات و رفتارشان با یکدیگر همانند است )) یعنی چقدر صفات و ویژگی های ایشان یکسان است . پس تاریخ تکرار می شود و افراد و ملت های کنونی از نظر صفات و ویژگی ها مثل پیشینیان خود هستند.
(( و درکارایشان تامل کنید )) در این جا امام علی (ع) مارا به بررسی جامعه عرب و یهودیان فرا می خواند .
خیلی سرسری و ساده تاریخ را نخوانید بلکه عمیق و با تامل بخوانید و سعی کنید سنت ها و قوانین حاکم بر صعود و سقوط این جوامع را استخراج کنید.
(( در احوالات آنها روزگاری که ازهم جدا و پراکنده بودند اندیشه کنید )) وقتی که قبیله قبیله و قوم قوم شدند و هر قومی از قوم دیگر مستقل شدند و هر قبیله ای به جنگ و تعصب ورزی قبیله دیگر پرداخت.
(( زمانی کسری و قیصرها برآنها حکومت می کردند)) جزیرة العرب آن روز تحت تاثیر دولت های روم و ایران بودند و این دو دولت روی نفوذ بر جهان عرب با یکدیگر رقابت داشتند. یهودیان نیز تابع قیصرها و کسری ها بودند.(( آنان را از اراضی آباد )) یعنی سرزمین های حاصلخیز دورشان کردند . و (( دریاهای عراق)) که همان دجله و فرات است . مردم در کشاورزی خود به آب دجله و فرات نیاز داشتند. (( و مناطق سرسبز دورکردند و به سمت مناطق کم گیاه و بی آب و علف و محل وزش بادها و سرزمین هایی که زندگی در آنجا مشکل بود تبعید کردند، امپراطوری های ایران و روم ، اعراب را به جاهایی که زندگی در آنها سخت و دشوار بود راندند. (( و آنان را در مکان های نا مناسب ، مسکین و فقیر هم نشین شتران ساختند)) یعنی قدرت های بزرگ اعراب را را به حاشیه راندند و تبدیل به رعیت کردند و هر نوع ابزار تولید و رشد و پیشرفت اقتصادی را از آنها گرفتند.
شکست فکری و روانی...
در ادامه خطبه هایشان امام علی (ع) می فرمایند : (( و خانه هایشان پست ترین خانه ی ملت ها )) زیرا آنان در خانه هایشان چیزی نداشتند که اسباب عزت و کرامت آنان را فراهم آورد .
(( و سرزمین زندگیشان خشک ترین بیابان ها بود )) در سرزمینشان ثبات و استقرار نداشتند تا به پیشرفت و غنا دست پیدا کنند.
(( نه دعوت حقی وجود داشت که به آن روی آورند و نه پناهنده شوند)) یعنی دستاویز محکمی نداشتند . بنابراین پایه های فکری و علمی ایشان ضعیف بود و توانایی لازم برای پی بردن به اسرارهستی را نداشتند. دعوت حقی هم برای آنان وجود نداشت که بدان پناه ببرند و بدان چنگ بزنندو انسانی را که به سوی حق دعوت می کن یاری دهند.
(( و نه سایه محبتی وجود داشت که در عزت آن زندگی کنند )) اینان انس و الفت معنوی نداشتند که در آن قلب انسان دیگر گشوده شود و به یاری و مساعدت او بشتابد .
(( پس احوال آنان دگرگون )) وضعیت ایشان درست نبود ...
(( ودست هایشان گوناگون )) ودر چالش ها دست ها جدا از یکدیگر به حرکت در می آمدند .
(( وضعیت انبوهشان متفرق بود)) چراکه تعداد انبوه نفرات حول محور واحدی گرد هم نیایند قدرت مهم م محکمی ایجاد نمی شود.
(( دربلایی سخت )) یعنی در بلای شدید وسختی قرار داشتند...
(( و جهالتی فراگیر قرارداشتند که دختران را زنده به گور می کردند)) آن چنان در جهل و نادانی قرار داشتند که دختران خود را از بزرگ شدن و اسیر شدن بدست دشمنان می کشتند.چرا که اسیر شدن دختران برای آنان عار و ننگ بود .
(( و بت ها را عبادت می کردند)) آن بت هایی که از سنگ و غیر سنگ بودند می پرستیدند .
(( رابطه شان با خویشان قطع بود)) صله رحم در بین ایشان وجود نداشت بلکه با یکدیگر قطع رابطه کرده بودند.
(( غارتگری های پی در پی در بینشان رواج یافته بود)) در اثر جنگ های پی در پی علیه یکدیگر دست به غارتگری می زند.
و اسلام تمدنی باشکوه در میان انسانها ایجاد کرد...
وضعیت اعراب در گذشته این گونه بود . ولی چطور شد که این وضعیت ناگوار به این وضعیت مثبت و مطلوب تبدیل شد ؟
(( حال به نعمت های بزرگ الهی برایشان بنگرید )) آیا نازل شدن نعمت های الهی به خاطر درک آنان از ارزش های وجودی خودشان بود یا این که وضعیت تازه ایی از سوی خداوند متعال در این جامعه بوجود آمد؟
(( هنگامی که خداوند پیامبری را به سوی ایشان فرستاد و اطاعت آنان را بادین خود پیوند داد)) و پیامبر(ص)
ایشان را به سوی خدا و اطاعت از او و چیزهایی که سطح معنوی و عقلی و اخلاقی و اجتماعی ایشان را ارتقا می بشد دعوت نمود.
(( و برمحوردعوت خود الفت ایشان را گرد آورد)) یعنی به خاطر التزام ایشان به دعوت با یکدیگر الفت یافتند))
خداوند در این باره می فرمایند : (( واعتصموابحبل الله جمیعا ولا تفرقوا واذکروا نعمة الله علیکم اذا کنتم اعداء فالف بین قلوبکم )) [ ال عمران / 102 ]
بخاطر دعوت پیامبر(ص) دلها بایکدیگر الفت یافتند . چرا که وقتی خداوند پیامبرش را به رسالت مبعوث کردند و آن حضرت نیز مردم را به سوی اطاعت از خداوند دعوت نمود و سطح عقلی وفکری و اجتماعی ایشان رارفعت بخشید.
(( چگونه نعمت های الهی بال های کرامت خود را بر آنان گستراند )) خداوند این نعمت ها را به جهت رسالت پیامبر(ص) بر ایشان افاضه نمود . بنابراین در بین امت های گوناگون به عزت و کرامت دست یافتند.
(( و جویبارهای آسایش و رفاه بر ایشان روان گردید )) نعمت ها مثل جویبارهایی که مردم را سیراب کرده و از تشنگی نجاتشان می دهد ایشان را فرا گرفت .
(( و تمام برکات آیین حق آنها را در بر گرفت )) دین اسلام مات های گوناگون را متحد کرد و آنان را شامل برکات خویش نمود . ریسمان هیزم ها را پیچیدند یعنی آسلام آنها را جمع کرد .
(( پس در نعمت های دین غرق شدند )) ، در نعمت های این دعوت و این دین غرق شدند و این نعمت ها برکل زندگی ایشان مستولی گردید .
(( ودر خرمی زندگانی شادمان شدند )) یعنی از پاکی نفوس خودشان شاد و خرم شدند.
(( امورشان استوارشد )) زیرا وقتی انسان می ایستد احساس استقلال می کند .آنان (( درسایه حاکمیت اسلام )) ثبات و استقرار پیدا کردند و آنان صاحب قدرت و سلطه شدند.
(( در پرتو عزتی پایدارآرام گرفتند)) که خداوند متعال می فرمایند : (( ولله العزة ولرسوله وللمومنین )) [منافقون / 8 ]
مسلمانان پس از دوران های ذلت و خواری در بین ملت های گوناگون عزت یافتند.
(( وبه حکومتی پایدار رسیدند )) تمدن اسلامی فراگیر شد و به مرزهای هندوچین و فرانسه رسید و دعوت اسلامی به شیوه های گوناگون دنیا را فرا گرفت .آنگاه آنان حاکم و زمامدار جهان شدند و سلاطین روی گردیدند و فرمان روای کسانی شدند که در گذشته حاکم بودند . بر کسانی سلطه یافتند که در گذشته تابع وتحت سیطره ایشان قرار داشتند .
(( وقوانین الهی را بر کسانی اجرا کردند که مجریان احکام بودند )) چرا که سیطره شان باعث گردید که در جایگاه قدرت و قوت قرار گیرند و بتوانند احکام الهی را بر مردم اجرا نمایند . آن هم در شرایطی گه پیش از این اینان بودند که احکام خود را به اعراب عملی می نمودند و سلطه ی خود را برایشان اعمال می گردند.
(( و کسی قدرت در هم شکستن نیروی آنان را نداشت و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند )) هیچ کس نمی توانست بر آنان غلبه کند و شوکت ایشان را در هم بشکند و اعراب پس از اسلام به جایگاهی رسیدند .
اما امام علی (ع) پس از توجه به جامعه کنونی خود می شود که رنج های بسیاری را از آنها دیده است .
(( آگاه باشید که شما دست از رشته ی اطاعت کشیدید )) شما هم اکنون را عصیان را درپیش گرفته اید .
(( دژ محکم الهی رادرهم شکستند )) این دژ همان اسلام و وحدت و درستی است . (( با احکام جاهلی )) با توجه به سیطره تعصبات گوناگون برشما به سراغ گذشته جاهلی خود رفتید و باز هم دچار همان چند دستگی و تفرقه های سابق گردیدید . چرا که شما ریسمان محکم الهی را رها کردید . ریسمانی که خداوند از شما خواسته بود بدان چنگ بزنید و به عزت و کرامت و نعمت های الهی دست پیدا نمایید.
(( در حالی که خداوند براین امت اسلامی بروحدت و برادری منت نهاده بود.)) خداوند به پیامبر(ص) فرمود : (( الف بین قلوبهم لوانفقت ما فی الارض جمیعا ما الف بین قلوبهم و لکن الله الف بینهم )) [انفال / 63 ]
(( که به سایه آن منتقل شدند و به حمایت آن پناه بردند نعمتی که همان نعمت اسلام است .
(( هیچ یک از آفریدگان ارزش آن را نمی دانند چرا که از هر ارزشی گرانقدرتر و از هر کرامتی والاتر بود )) چرا که تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت است .
خداوند متعال می فرماید : (( یاایهاالذین آمنوا استجیبوا الله وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم )) [انفال/24 ]
(( بدانید که پس ازهجرت دوباره چونان اعراب بادیه نشین شده اید )) پس ازآن نسبت به اسلام آگاه شدید و به معارف اسلامی روی آوردید و از علم رسول خدا (ص) و کتاب خدا آموختید ، همه آن را رها کردید و به اعراب بادیه نشین تبدیل شدید . منظور از اعراب جاهلی آن کسانی هستند که شهادتین برزبان می آوردند ولی از نظر فرهنگ و عقاید اسلامی عمیق نیستند .
خداوند متعال درباره اینان می فرمایند :
(( قالت الاعراب آمنا قل تومنوا و لکن قولوا اسلمنا ولما یدخل الایمان فی قلوبکم )) [حجرات/14 ]
(( پس از وحدت و برادری به احزاب گوناگون تبدیل شدید )) پس از آن که محبت ودوستی بین شما حکم فرما گردید این محبت و دوستی را ترک گفتید و پراکنده شدید . شما به احزاب گوناگون تقسیم بندی شدید که نسبت به دیگران عداوت و بغض داشتند.
(( جز به اسم اسلام پیوند یافتید )) زیرا شما اندیشه و عمل و روابط اسلام را ندادید .
(( و از ایمان جز نشان آن را نمی شناسید )) فقط ظواهر پیوسته ی ایمان می شناسید .
(( شعار می دهید : آتش آری و ننگ هرگز )) یعنی هرگاه بین آتش جهنم و ننگ دنیا قرارگیرید ، آتش جهنم را برننگ دنیا ترجیح می دهید .
(( گویا می خواهید اسلام را واژگون کنید )) چرا که اسلام از ما می خواهد به تمام آن چیزهایی که در کتاب خدا وسنت پیامبر(ص) آمده است روی بیاوریم ولی شما می خواهید که اسلام را واژگون کرده و به عقب برگردانید .
(( و پرده حرمتش را بدرید )) حرمت اسلام تمام حدود آن است که خداوند از انسان می خواهد از این حدود پافراتر نگذارید.
(( و به پیمانی که خدابرای حفظ مسلمین در زمین و عامل امنیت مردم قرارداد بشکنید)) چراکه خداوند برادری و دینی را به عنوان میثاقی برشما نازل و فرمود :
(( انما المومنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم )) [حجرات / 10 ] اما هنگامی که شما این میثاق و پیمان را ترک کردید ، خداوند آن را حریمی در زمینش قرار داد . چرا که خداوند خون ومال و ناموس شما را بر یکدیگر حرام کرده است . زیرا مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش در امان باشند و مؤمن کسی است که مردم اورا براموال و نوامیس خود امین بگیرد.
(( همانا اگر شما به غیر از اسلام پناه برید )) اسلام را رها کنید و به مکاتب دیگر پناه ببرید .
(( پس کافران با شما بجنگند )) درحالی که متفرق هستید و بایکدیگر دشمنی می ورزید کافران به جنگ شما می آیند .
(( آنگاه جبرئیل ومیکائیل و مهاجرین وانصار نیستند که شمارا یاری کنند و چاره ایی جز نبرد با شمشیر ندارید تا خدا در میان شما حکم کند ))...چراکه شما هیبت گذشته ی خود را ندارید و برکت از میان شما رخت بربسته است .
سپس امام علی (ع) می فرماید : (( ای مردم " از مثل های قرآن درباره ی کسانی که عذاب و کیفر شدند روزهای سخت آنان و آسیب های شدید که دیدند آگاهید پس وعده عذاب خدا را کوچک مپندارید))وتهدیدات و وعده های عذاب الهی را ناچیز و کوچک و کم اهمیت ندانید.
(( و به عذر این که آگاهی ندارید خود را گرفتار نسازید و انتقام خدارا سبک و خود را از کیفر الهی ایمن مپندارید . زیرای خدای سبحان مردم روزگار گذشته را برای ترک امر به معروف و نهی از منکر پس خداوند را برای نافرمانی و خردمندان را برای ترک بازداشتند دیگران از گناه لعنت کرد))
آنها از منکراتی که در جامعه وجود داشت نهی نمی کردند . (( آگاه باشید " شما رشته ی پیوند اسلام را قطع کردید و اجرای حدود الهی را تعطیل نمودید و احکام اسلامی را به فراموشی سپردید))
مشکلات و مصائب کنونی درمیان امت اسلام...
اگر وضعیت کنونی دنیای اسلام را مورد بررسی قرار دهیم می بینیم که وضعیت ما با آنچه امام علی (ع) می فرمایند بسیار شباهت دارد . می بینیم که ما مسلمانان متفرق و پراکنده شده اند و به دولت ها و فرقه های دشمن با یکدیگر تبدیل گشته اند...
قدرت مسلمانان از بین رفته است و کرامت و عزت ایشان از دست رفته است و غرب با استفاده از ابزارهای قدرت ، بر ما مسلمانان مسلط گردیده و اوضاعشان را بدست گرفته است . مسلمانان جهان به یک و نیم میلیارد نفربالغ می شوند ولی وضعیت ایشان آنگونه است که رسول خدا (ص) فرمودند:
(( نزدیک است که ملت های دیگر چون درنده ای که به شکار خود هجوم برد، برآنان هجوم برند...
گفته شد: ای رسول خدا " آیا به خاطر تعداد اندک آنان است ؟ فرمودند: نه آنها بسیارند ولی چون کف روی آب هستند)) کف روی آب قراردارد ولی وجودش به آب بستگی دارد که خداوند می فرماید:
(( فاما الزید فیذهب و اما ماینفع فیمکث فی الارض )) [رعد / 17 ]
امروز می بینیم که غرب با همه ی تجاوز گری ها و استکبار خود بر جهان اسلام مسلط شده و ثروت هایش را مصادره نموده است و سیاست جهان اسلام را در حاشیه سیاست خودش قرار داده است . مصیبت بزرگ تر این است که یهودیان همان هایی که خداوند درباره ایشان می فرمایند:
(( باسهم بینهم شدید تحسبهم جمیعا و قلوبهم شتی ))[ حشر / 14 ]
در برابر مسلمانان یکپارچه شده اند و توانسته اند بر قلسطین سیطره یابند و با ایجاد پیمان راهبردی با آمریکا ، جهان عرب و دنیای اسلام راتهدید کنند و اکنون اغلب دولت های عربی نتوانسته اند در برابر اسرائیل بایستند و سرزمین فلسطین را آزاد کنند .
دنیای اسلام نیز چنین وضعیتی دارد غرب تحت عناوین گوناگون شروع به اشغال جاهای گوناگون دنیای اسلام کرده است .
نمونه اشغال عراق و افغانستان ...اشغال این دو کشور وارد کردن فشار مستقیم و غیر مستقیم بردنیای اسلام و جهان عرب است . می بینیم سازمان کنفرانس اسلامی که از تمام کشورها ی اسلامی تشکیل شده است ولی هیچ اختیاری از خود ندارد و فاقد هرگونه توانمندی است . چراکه آنها خط وحدت اسلامی را ترک گفته اند ، اگر آنان به وحدت اسلامی دست یازند به قدرت و عزت وکرامت می رسند و می توانند دوباره اسلام را به جایگاه رهبری دنیا باز گردانند.
اسلام تاکید کرده است که قومیت ها ، ملاک تشخیص و هویت نیستند ، اسلام تاکید کرده است که برادران مسلمان باید با هم برادرانه رفتار کنند ، نگفته است برادرانی که سنی اند یا شیعه اند یا فلان مذهب دیگر دارند ، بلکه گفته است که مسلمانان (( انماالمومنون اخوة )) هستند هرکسی به این کتاب و به این قرآن و به این دین و به این قبله اعتقاد دارد مؤمن است ، اینها باهم برادرند ...اسلام این را گفته است . اما ما خنجر ها را پشت سر مخفی می کنیم برای زدن به سینه ی برادرانمان ...در همه ی بخش ها مقصرینی هستند جلوی این ها را باید گرفت و بااین ها مقابله کرد . امروز امت اسلام برای حیات ، سربلندی و نجات خود و برای برافراشتن پرچم اسلام به وحدت احتیاج دارد.
حضرت امام خمینی (ره ) توانست اسلام را عزیز کند و به برکت ایجاد احساس وحدت در بین مسلمین بود که یک فرد مسلمان در اقصی نقاط عالم به نام امام حرکت می کرد ...او به عنوان یک فرد مسلمان فکر نمی کرد
(( مذهب من چیست ؟)) ،(( من سنی ام ، او شیعه است )) ، (( اوسنی است من شیعه ام )) این حالت برای دشمن حالت مضری است . دشمن می خواهد این رابشکند ...حال اگر یک دوست این را بشکند چه ؟ اگر به جای قدرت های استکباری خود من وشما با حرف زدنمان ،با نوشتنمان ، با گفتنمان ، این وحدت را بشکنیم ، شیعه را از سنی و سنی را از شیعه جدا کنیم چه می شود ؟ بعد از این ها که از هم جدا شدند نوبت می رسد به فرقه های سنی : این فرقه را از آن فرقه ، اصحاب این اصول را از اصحاب آن اصول ، اصحاب این فروع را از اصحاب آن فروع ....بعد نوبت می رسد به فرقه های شیعه : این فرقه را از آن فرقه ، این دسته را از آن دسته ، مگر برکسی ابقا می کنند ..چرا ماباید به خواست دشمن حرکت کنیم ؟ این که امام خمینی (ره ) روی مساله وحدت در کل جهان اسلام تاکید داشتند و تاکید می کردند . برای این است که این یک مساله احساساتی نیست بلکه یک مساله ی عقلانی است . هرکسی به مقدسات آن فرقه ی دیگر اهانت کند ، اگر باخشونت و اهانت با فرقه و مذهب دیگر برخورد کند به هر آندازه که برد و پیشرفت کار او باشد ، به این وحدت اسلامی ضربه زده است ، هرکه می خواهد باشد...
حرف آخر...
حضرت علی (ع) در فرمایشات خود به تعصب اشاره دارندو تعصب گرایی مذهبی که مسلمانان را از تلاش برای نزدیک ساختن دیدگاههایشان باز می دارد در حالی که در هیچ یک از رهبران مذاهب اسلامی به پیروان خود سفارش نکرده اند که برای حفظ مذهبشان عقاید خود را براساس تعصب شدید نسبت به دیگران یا دشمنی با سایر مذاهب استوار سازد . این تعصب گرایی مسلمانان را از همدیگر دورتر و دورتر می کند وحضرت علی (ع) می فرماید که در سخنان گذشته خود بدان اشاره کردیم و آن چه که در این جا بیان داشیم شرح بیانات آن حضرت در خطبه های ایشان در کتاب گوهربار و گرانقدر نهج البلاغه بود. چرا که یکی از مهمترین ریشه های تفرقه و پراکندگی تعصب کینه توزانه است که جامعه به احزاب و فرقه های گوناگون تبدیل می کند و باعث می شود که جامعه دچار سقوط در برابر این مصائب گردد...
مشکل همین است ما باید اگر خود را شیعه مولا علی (ع) می دانیم درس های امیرالمونین علی (ع) را مورد توجه قرار دهیم و سخنان ایشان را بخوانیم و بفهمیم و درک کنیم و بعد بگوییم که پیرو و شیعه مولایمان حضرت علی (ع) هستیم و به همان جایی برسیم که خداوند می خواهد و عزت و کرامت و آزادی بدان نائل شویم و به همان وحدت اسلام که از سوی خداوند بر ما مسلمانان تاکید شده است دست یابیم ...
به امید روزی که ما به همه ی عقیده ها و گفتارها گوش کنیم و احترام بگذاریم حتی اگر مخالف نظر و عقیده ی ما باشند..و به امید وحدت همه ی مسلمانان جهان ـ آمین یا رب العالمین
سارا یوسف رحیمی

